جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
102
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
نميرود . من گذرنامهء چاپار سياسى داشتم و مأمورى هم از سفارت به ملاقاتم آمده بود ، اما باوجود اين مدارك درخور احترام باز يك ساعت و ربع معطل شدم چمدانهايم را با خشونت تمام زيرورو كردند و لوازم سفرم كه مختص مسافرت در ايران بستهبندى شده بود همه را گشودند و كيف محتوى چند ساعت را كه به منظور ارمغان به اشخاص مهربان در ايران همراه داشتم به چنگ آورده علامت ظفرى حاكى از نقشههاى شوم من وانمود و بىدرنگ مشمول عوارض گمركى كردند . اگر اين طرز كار و يا در واقع رفتار خشن ادامه يابد احتمال قوى هست كه مسافران از رفتن به اسلامبول روگردان ، و ترغيب شوند كه راه خشكى را تعقيب نمايند . پروفسور وامبرى « 1 » - در پرا « 2 » پيشآمد مطلوبى اين حقيقت را مكشوف ساخت كه دوستم پروفسور وامبرى در همان هتلى كه من بودم اقامت داشت . او به دعوت سلطان براى رسيدگى و استخراج آثار تاريخى و ادبى كه در انبار كاخهاى اسلامبول وجود داشت به آنجا آمده بود . من راجع به مسافرتى كه در پيش داشتم با او مذاكره طولانى دلپذيرى كردم . او قسمتى از همين سفر را سى سال قبل انجام داده بود . البته تحت شرايطى كه به مراتب نامساعدتر از وضعى بود كه در حالحاضر مسافران با آن مواجه ميشوند . در طى اين مدت در ايران هيچگونه اتفاقى پديد نيامده بود ، ولى همسايگانش پيشرفت كرده بودند و حضور قزاقهاى پاسبان در آن حدودى كه سابقا تركمنها راهزنى و تاتارها فرمانروائى مىكردند بر وضع و حالت جالبتوجه آن حدود ده چندان بيفزود . كشتىهاى نفتكش در درياى سياه - چون لازم بود سر موقع به باطوم برسم تا با كشتى كه از بادكوبه عازم بود ارتباط برقرار كنم و هيچ كشتى هم آن روزها از دروازهء شاخ ( اسلامبول ) به مقصدى كه من داشتم نمىرفت در كشتى كه
--> ( 1 ) - Vambery ( 2 ) - Pera